11- جنون نامه

امشب نمیدانم چرا اینقدر بی تاب نوشتنم

نوشتن برای تو

ساعت هاست که منتظرت هستم..

اما گویی تو در خواب شیرینی گرفتار آمده ای

غافل از حال پریشان مایی..

چقدر دلم میخواهدخواب را از چشمانت بگیرم

و خودم را در قالب چشمانت بگنجانم..

اگر این دل بی طاقتم آرام نگیرد چه؟

اگر این لیلای تو مجنون ترت شود چه؟

آه! چه میگویم؟! مگر جنون بیش از این هم، میشود؟!

يك پاسخ برايش بگذاريد